على محمدى خراسانى

19

شرح كفاية الأصول (فارسى)

1 - آيهء مسارعت . 2 - آيهء استباق . 1 - آيات مسارعت : قرآن مىفرمايد : « وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » « 1 » وجه استدلال كلمهء « سارعوا » فعل امر است و قبلا ثابت شد كه امر ظهور در وجوب دارد . پس سارعوا اى يجب المسارعة . و كلمهء « مغفرت » به معناى آمرزش است و آمرزيدن فعل اللّه است و مسارعت عبد به فعل خداوند معنى ندارد . پس بايد چيزى در تقدير باشد يعنى اسباب و عوامل مغفرت و آمرزش ، به آنچه از اعمال كه سبب آمرزش الهى مىگردد ، سرعت بگيريد و به سوى آنها بشتابيد . سبب مغفرت عبارتست از : توبه از گناهان گذشته ، انجام واجبات و مستحبّات و ترك محرمات و . . . پس فعل مأمور به يكى از علل آمرزش الهى است . آنگاه استدلال به قرار ذيل است : مقدمهء اوّل : يجب المسارعة الى اسباب المغفرة . مقدمهء دوّم : و فعل المأمور به من اسباب المغفرة . نتيجه : فيجب المسارعة الى فعل المأمور به ، و معناى فوريّت جز اين نيست . 2 - آيات استباق : قوله تعالى : « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » * « 2 » . وجه استدلال ، « استبقوا » فعل امر است و ظهور در وجوب دارد . اى يجب الاستباق . و كلمهء « الخيرات » جمع با الف و لام و مفيد عموم است و هريك از واجب و مستحب را شامل است . پس از جملهء خيرات فعل مأمور به است . آنگاه اصل استدلال اين است . مقدمهء اوّل : يجب الاستباق الى الخيرات . مقدمهء دوّم : و فعل المأمور به من الخيرات . نتيجه : فيجب الاستباق الى فعل المأمور به و معناى فوريّت جز اين نيست كه بايد بشتابيد و نبايد معطّل كنيد ، و در اولين فرصت ممكن آن را انجام دهيد . قوله : و فيه منع : مرحوم آخوند از اين آيات به سه بيان جواب مىدهند : جواب اوّل : در اين آيات امر دالّ بر وجوب نيست زيرا اگر مساعدت و استباق واجب بود ، و لازمه‌اش آن بود كه ترك آن دو ترك واجب باشد . و اگر ترك واجب شد لازمه‌اش اين

--> ( 1 ) - سوره آل عمران ، آيهء 133 . ( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 148 ؛ و سورهء مائده ، آيهء 48 .